جنبش صهیونیسم دولت "اسرائیل" را تشکیل داد تا یهودیان در هر جا که هستند آن را به عنوان میهن خود برگزینند. صهیونیست ها به منظور تحقق بخشیدن به این هدف و نگه داشتن فلسطینیان تحت اشغال معتقدند که باید ضمن قطع ارتباط فلسطینیان با سرزمین شان، شمار زیادی از یهودیان را به این سرزمین انتقال داد.
ذخیره انسانی یهودیان تنها ضامن تداوم شهرک سازی و توسعه طلبی است. گذشته از آن حفظ برتری جمعیتی یهودیان رکن رکین نظریه امنیتی "اسرائیل" به شمار می رود1، زیرا که ماشین جنگی رژیم صهیونیستی علاوه بر استفاده از فن آوری های پیشرفته بر استفاده از عنصر انسانی نیز تکیه دارد که مهاجرت یهودیان به اسرائیل و افزایش طبیعی جمعیت یهودیان در فلسطین این عنصر را فراهم میسازد. بافت جمعیتی برای مراکز تصمیم گیری دولت عبری عمده ترین معیارها در زمینه قضاوت در خصوص میزان موفقیت یا شکست جنبش صهیونیسم در شکل دهی به اهدافش محسوب میشود. به همین خاطر است که میبینیم مراکز مطالعاتی راهبردی "اسرائیل" بر پیگیری وضعیت و بافت جمعیتی دولت عبری و اراضی اشغالی 1967 به عنوان یک عنصر عمده رویارویی با خطرات و تهدیدات فرا روی برنامه های خود تاکید می کنند. در گزارش مرکز هرتزلیا تحت عنوان "میزان اقتدار ملی" آمده است که رشد منفی جمعیت رژیم صهیونیستی و اطراف آن و ضربه های متوالی وارده بر ماهیت و هویت آن به عنوان یک دولت یهودی این رژیم صهیونیستی را با تهدیدات عمده ای مواجه میسازد.
تهدید جمعیتی در زمینه تداوم بقا و موجودیت دولت "اسرائیل" بیش از پیش نمایان گشته است و تهدیدات علیه این رژیم روند شتابنده ای به خود گرفته و در مقابل سیاست های اتخاذ شده برای مقابله با این تهدید ناکارآمد بوده است.2 از این رو هر عاملی که بر بافت جمعیتی "اسرائیل" تاثیر منفی گذارد یک تهدید علیه موجودیت رژیم صهیونیستی به شمار می رود و آنچه که گفته شد شاید مهم ترین دغدغه مقامات صهیونیسم باشد، اما آنچه در حال حاضر رخ می دهد فقط یک دغدغه نیست؛ بلکه بحران غیر قابل حلی است که داده های مرکز آمار "اسرائیل" بر آن تاکید می کند. بر اساس تازه ترین گزارش این مرکز یهودیان اکثریت جمعیت خود را در "اسرائیل" از دست خواهند داد.3
ما اینجا می کوشیم تا اثبات کنیم که انتفاضه الاقصی که ملت فلسطین آن را آفریدند یک انقلاب و قیام علیه اشغالگری رژیم صهیونیستی و یکی از عمده ترین فاکتورهای تاثیرگذار بر بافت جمعیتی دولت عبری بوده و همچنان هست؛ به نحوی که فاصله جمعیتی میان یهودیان و فلسطینیان را به نفع فلسطینیان کاهش داد و ما در این جستار به بررسی تاثیرات انتفاضه بر وضعیت جمعیتی و مظاهر و پیامدهای آن و ارزیابی رژیم صهیونیستی از خطرات بافت جمعیتی ناشی از این انتفاضه و همچنین مکانیزیم های پیشنهادی "اسرائیل" برای رویارویی با آن می پردازیم.
بافت جمعیتی یهودیان در "اسرائیل" و جهان
به مناسبت فرا رسیدن پنجاه و ششمین سالروز اشغال فلسطین یا آنچه که "اسرائیل" آن از به عنوان "روز استقلال" یاد می کند مرکز آمار "اسرائیل" گزارشی را درباره وضعیت جمعیتی رژیم صهیونیستی منتشر کرد که در آن آمده است که جمعیت "اسرائیل" به 6 میلیون و 780 هزار نفر میرسد که یهودیان 81 درصد آن را تشکیل می دهند. گفتنی است که جمعیت یهودیان به هنگام اعلام موجودیت دولت عبری در سال 1948 تقریبا 806 هزار نفر بود که فقط 19 درصد آنرا فلسطینیان تشکیل میدادند.4 منطقه قدس اشغالی پرجمعیت ترین شهر به شمار می رود، به نحوی که تعداد ساکنان آن به 692000 نفر میرسد که از جمله 200 هزار تن آنان فلسطینیی هستند، اما این منطقه شامل شهر اشغالی قدس و شهرک های یهودی نشین اطراف این شهر است. شهر تل آویو پس از قدس شلوغ ترین شهر به شمار میرود و تعداد ساکنان آن به 364300 تن می رسد و شهر حیفا از نظر جمعیت در رتبه سوم قرار دارد، به نحوی که تعداد ساکنان آن به270500 تن می رسد و 14 شهر یهودی (که در اصل ساکنان آنها فلسطینیان آواره هستند) وجود دارد که تعداد ساکنان آن بیشتر از 100 هزار نفر است و بیشتر آنها در اطراف شهر تل آویو زندگی میکنند و بر مبنای داده های مرکز آمار که در آستانه عید قربان امسال درباره جمعیت مسلمانان در اسرائیل انتشار یافت، روند افزایش طبیعی جمعیت مسلمانان در "اسرائیل" پاشنه آشیلی برای رژیم صهیونیستی به شمار می رود. بر اساس این داده ها در آغاز سال 2003 بیش از یک میلیون مسلمان در "اسرائیل" زندگی می کرد که 40 درصد آنان ( 400 هزار نفرشان) در شهر ها و روستاهای مختلف منطقه شمال "اسرائیل" و در راس آنها شهر الناصره زندگی میکردند که بیش از 40 هزار مسلمان را در خود جای داده بود. شهر قدس پرجمعیت ترین شهر مسلمان نشین به شمار میرود؛ به نحوی که بیش از 200 هزار مسلمان در آن زندگی میکند و 30 درصد جمعیت این شهر و 20 درصد جمعیت مسلمانان "اسرائیل" را تشکیل می دهند.
شمار مسلمانان ساکن "اسرائیل" در آغاز سال 2003 یک میلیون و 37 هزار نفر بود که 15 درصد مجموع جمعیت آن را تشکیل میدادند و بر پایه پیش بینی ها، شمار جمعیت مسلمانان تا پایان سال 2020 به یک میلیون و 677 هزار نفر افزایش مییابد که این تعداد 19 درصد مجموع ساکنان "اسرائیل" را تشکیل می دهد.
در آغاز سال 2003 مسلمانان 82 درصد مجموع فلسطینیان ساکن "اسرائیل" را تشکیل میدادند و بر پایه پیش بینی ها سهم مسلمانان از مجموع ساکنان عرب "اسرائیل" در سال 2020 به 85 درصد افزایش خواهد یافت.
رشد سالانه جمعیت مسلمانان در "اسرائیل" طی چند سال گذشته 6/3 درصد بوده است که این امر نشانگر نقطه ضعف جمعیتی رژیم صهیونیستی است، زیرا رشد جمعیتی یهودیان اسرائیل 8/1 بوده است که این رشد جمعیتی مسلمانان در اراضی اشغالی 1948 بالاترین رشد جمعیت در جهان و حتی در میان کشورهای عربی مجاور رژیم صهیونیستی نیز به شمار می رود. در همین راستا در سال 2002 بیش از 35 هزار نوزاد مسلمان در "اسرائیل" به دنیا آمدند که بیش از یک چهارم یعنی 26 درصد مجموع زاد و ولد آن سال دولت عبری را تشکیل می داد.
جمعیت مسلمانان "اسرائیل" بیشتر جوان است: 42 درصد آنان زیر 15 سال هستند در حالی فقط 26 درصد جمعیت یهودیان اسرائیل جوان می باشند و افراد 65 ساله به بالا 3 درصد مجموع جمعیت مسلمانان ساکن "اسرائیل" را تشکیل می دهند؛ حال آنکه یهودیان 65 ساله به بالای "اسرائیل" به 12 درصد می رسد. مسلمانان ساکن "اسرائیل" در مجموع 173 هزار خانوار هستند که 9 درصد مجموع خانواده های "اسرائیل" را تشکیل میدهد. میانگین تعداد افراد خانواده مسلمان در اسرائیل به 4/5 درصد و میانگین تعداد افراد خانواده یهودی به 1/3 درصد می رسد.5
اما وضعیت جمعیتی یهودیان در جهان روز به روز هم رشد منفی پیدا میکند به نحوی که گاهیخود یهودیان نیز به آن اعتراف میکنند. "پژوهشکده سیاست گذاری برای ملت یهود" گزارش تازه و بی سابقه ای را تحت عنوان "وضعیت ملت یهود در سال 2004 " ارائه کرده است. این پژوهشکده به همت آژانس یهود بنیان نهاده شده است. این گزارش چکیده یک گزارش کامل 600 صفحه ای می باشد و قرار است در سال آینده منتشر شود. این گزارش مسائل مربوط به آمار جمعیت یهودیان جهان، پراکندگی جغرافیایی آنان، افزایش ناچیز جمعیت یهودیان و همچنین میزان ادغامشان در جوامعی که در آنها زندگی می کنند را مورد بررسی قرار می دهد. پژوهشکده مذکور در این گزارش تاکید میکند که باید یهودیان "اسرائیل" و جهان را یک ملت یکپارچه به شمار آورد برخلاف آنچه که تاکنون آنان را دو ملت جدا از هم می دانستند.
در این گزارش آمده است که 92 درصد یهودیان جهان در 20 درصد کشورهای دنیا که غنی ترین و پیشرفته ترین کشورها به شمار می روند زندگی می کنند. بر اساس این گزارش خروج یهودیان از کشورهای عربی طی نیم قرن گذشته و مهاجرت گسترده آنان طی 90 سال گذشته از کشورهای اتحادیه جماهیر شوروی سابق به "اسرائیل" در شکل گیری این بافت جمعیتی تاثیر داشته است. از این رو رفاه عمومی یهودیان جهان ناشی از سکونتشان در کشورهای ثروتمند و غنی است. این گزارش همچنین به رشد ناچیز جمعیت یهودیان پرداخته است. در این گزارش آمده است که جمعیت جهان به ویژه کشورهای فقیر در فاصله سال های 1970 تا 2003 افزایش 70 درصدی داشت، حال آنکه جمعیت یهودیان طی این سال ها 2 درصد افزایش یافت. این گزارش همچنین به داده های مربوط به میزان ازدواج یهودیان با غیر یهودیان در کشورهای جهان می پردازد که بر پایه این داده ها، بالاترین میزان ازدواج یهودیان با غیر یهودیان در کشورهای روسیه و اکراین صورت گرفته است و به 80 درصد و در آلمان و مجارستان به 60 درصد و آمریکا به 54 درصد و فرانسه و انگلیس و آرژانتین به 45 درصد، کانادا به 35 درصد و استرالیا به 22 درصد و آفریقای جنوب به 20 درصد و مکزیک به 10 درصد میرسد.6
اهمیت و نقش عنصر جمعیتی برای فلسطینیان با توجه به نابرابری امکانات نظامی در رویارویی نظامی و امنیتی و اقتصادی با "اسرائیل"
نقاط ضعف و قدرت در هر درگیری نقش عمده ای در تقویت و تضعیف جایگاه هر یک از طرفین درگیر دارد. با یک حساب سرانگشتی به نظر می رسد که کفه ترازوی قدرت و توان نظامی و اقتصادی به نفع رژیم صهیونیستی سنگینی می کند. دولت عبری از جنگ بیرحمانه ای که علیه ملت مظلوم فلسطین به راه انداخته است دو هدف عمده و اساسی را دنبال می کند نخست: اشغال و غصب اراضی فلسطین و انتقال شمار زیادی از یهودیان به این اراضی و دوم: کاهش جمعیت فلسطینیان به کم ترین حد ممکن. گروهک های صهیونیستی قبل از اعلام موجودیت دولت عبری تلاش کردند تا فلسطینیان را از طریق به راه انداختن کشتارهای بیرحمانه در سراسر فلسطین آواره و در به در سازند و این گروهک ها با این شیوه جائرانه توانستند میلیون ها فلسطینی را از خانه و کاشانه اشان آواره کنند. رژیم غاصب صهیونیستی تا اواخر دهه هفتاد به این شیوه ادامه داد؛ اما حکومت های "اسرائیل"
متوجه شدند که دوره این شیوه به سر آمده است و دیگر چندان کار ساز نیست؛ نه به خاطر تحولات جهان؛ بلکه به خاطر قدرت بازدارندگی و مقاومت شدید ملت فلسطین، زیرا این ملت همواره بر پایبندی خود به میهنشان تاکید میکنند و به همین جهت مراکز و نهادهای تصمیم گیری رژیم صهیونیستی نسبت به جلوگیری از رشد جمعیت فلسطینیان ناامید شدند و تلاش خود را بر تشویق یهودیان به شهرک سازی در داخل اراضی اشغالی 67 به منظور اسکان در آنها متمرکز ساختند.
اما این طرح رژیم اشغالگر قدس نیز به خاطر مقاومت ملت فلسطین به شکست انجامید. داده های محافل رسمی "اسرائیل" حکایت از آن دارد که آغاز انتفاضه الاقصی و عملیات های مبارزان فلسطین در جریان این انتفاضه بر ادعای های پوشالی سران تل آویو که شهرک های یهودی نشین کرانه باختری و نوار غزه را محیطی مناسب و آرام جهت اسکان و زندگی یهودیان جلوه می دادند خط بطلان کشید.
مظاهر این تاثیر در دو مسئله عینیت پیدا کرد: اول کاهش یهودیانی که برای استقرار در این شهرک راهی آنها می شدند و دیگری خروج شماری زیادی از صهیونیست های ساکن این شهرک ها.
گفتنی است یهودیان بیشتر از شهرک هایی فرار می کردند که در معرض و تیررس مستقیم عملیات های مقاومت قرار گرفته بود. از آن نمونه می توان به شهرک یهودی نشین "اموانئل" واقع در شمال نابلس اشاره کرد که مبارزان گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی حماس فلسطینی دو بار در آنجا دست به عملیات شهادت طلب زدند که به دنبال آن 60 درصد ساکنان این شهرک مجبور به فرار از آن شدند.7 "پرفسور حانوخ بیرمن" کارشناس مسائل شهرک نشینان رژیم صهیونیستی می گوید که انتفاضه و عملیات های شهادت طلبانه مبارزان فلسطین بر زندگی بیش از 60 درصد صهیونیست هایی که به خاطر یافتن کار و مسائل اقتصادی و سکونت به کرانه باختری و نوار غزه آمده بودند تاثیر گذاشت. بیرمن تاکید می کند که اگر یک مرجع دولتی صهیونیستی برای پرداخت غرامت به این شهرک نشینان (بابت خسارت وارده بر خانه هایشان که در این شهرک ها ساخته اند) و ایجاد فرصت های شغلی برای آنان اعلام آمادگی کند هرگز در این شهرک ها باقی نخواهند ماند؛ به نحوی که خود این شهرک نشینان اعتراف کرده اند که به خاطر انگیزه های ایدئولوژیک به این مکان نیامده اند، بنابراین دلیلی ندارند که خودشان را قربانی بقا در این شهرک ها کنند8 و به این خاطر باید این پژوهشگران در برخورد با داده های ارگان ها و نهادهای "اسرائیل" در زمینه تاثیر انتفاضه بر روند توسعه شهرک های یهودی نشین خیلی هوشیارانه عمل کنند. به عنوان مثال شورای شهرک نشینان یهودی در کرانه باختری و نوار غزه همواره ادعا می کنند که انتفاضه فقط موجب افزایش شمار شهرک نشینان شده است. این شورا بر تعدادی از نهادها و وزارتخانه های رژیم صهیونیستی فشار می آورد تا داده های خود در زمینه شهرک نشینی را با این رویکرد همسو کنند. "آمنون ابراموفیتش" خبرنگار صهیونیستی با اثبات تبانی نهادهای دولتی متولی امور شهرک نشنیان در فریب افکار عمومی در خصوص شمار شهرک نشینان این رویکرد را فاش ساخت.9 از سوی دیگر، انتفاضه در مهاجرت داخلی یهودیان در سرزمین های اشغالی از منطقه ای به منطقه ای دیگر تاثیر بسزایی داشت. علی رغم این که منطقه تل آویو و شهرهای اطراف آن به دلیل وجود زیر ساخت ها و تاسیسات صنعتی و تجاری گسترده و مراکز تفریحی و سیاحتی همچنان بیشترین منطقه جذب صهیونیست ها به شمار می روند، اما با وجود آن انتفاضه موجب گردید طی دو سال گذشته شمار زیادی از یهودیان ساکن این مناطق به مناطق دیگر (امن تر) مهاجرت کنند. بدیهی است که منطقه تل آویو و منطقه همجوار آن که "منطقه مرکزی" خوانده می شوند در دوره انتفاضه شاهد بیشترین عملیات های شهادت طلبانه بوده است. اینجا یک ارتباط تنگاتنگ میان این پدیده و عملیات شهادت طلبانه به چشم میخورد و یک پایه و اساسی برای این مطلب وجود دارد که تاکید می کند بیشتر صهیونیست ها به خاطر نگرانی از عملیات های شهادت طلبانه از این منطقه پا به فرار گذاشتند.
انگیزه های یهودیان برای مهاجرت به فلسطین و تاثیرات انتفاضه بر آن :
ما باید در اینجا به اختلاف انگیزه ها از مهاجرت یهودیان جهان به فلسطین اشغالی از زمان اعلام موجودیت دولت عبری در سال 1948 تاکنون اشاره کنیم. قبل از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی و پس از آن رخدادهای اروپا نقش عمده ای در واداشتن یهودیان جهان به مهاجرت به دولت عبری به عنوان "محل امنی" برای آنان داشت و به باور آنان چنین دولتی مانع از تکرار حوادثی می شد که برای یهودیان در آن دوره در اروپا اتفاق افتاد. این امر مهمترین علت تمایل و علاقه یهودیان به مهاجرت به فلسطین بود، اما در حال حاضر اوضاع اقتصادی مهمترین و عمده ترین انگیزه مهاجرت یهودیان به دولت عبری به شمار می رود. به عنوان مثال می توان علت افزایش بی سابقه مهاجرت یهودیان از آرژانتین به "اسرائیل" را در بحران اقتصادی جست و جو کرد و این امر باعث شد تا "سالی مریدور" رئیس آژانس یهود که متولی انتقال یهودیان از سراسر جهان به "اسرائیل" است دستوری را در زمینه به راه انداختن تبلیغات برای پیشرفته جلوه دادن اقتصاد رژیم صهیونیستی صادر کند.10
اما یهودیانی که به "اسرائیل" مهاجرت کردند و به خاطر عملیات های مبارزان فلسطین با دو مشکل عمده مواجه شدند که اولی نابسامانی امنیتی بود؛ به نحوی که انتفاضه و عملیات های شهادت طلبانه در اسرائیل به تشدید بحران احساس ناامنی در میان مردم "اسرائیل" انجامید؛ به ویژه این که قشری از مهاجران جدید الوورد به "اسرائیل" دیگر نتوانستند مشکلات و عواقب و خطرات باقی ماندن در "اسرائیل" را تحمل کنند. از سوی دیگر، انتفاضه ضربات سنگینی بر پیکر اقتصاد "اسرائیل" وارد آورد؛ به نحوی که بسیاری از آرزوهای مهاجران را بر باد داد؛ به ویژه انگیزه ایدئولوژیک آنان برای باقی ماندن در اسرائیل و تحمل مشکلات موجود در آن را از بین برد.11 درآمدهای اقتصادی به ویژه بخش گردشگری و صادرات و حجم سرمایه گذاری خارجی در اسرائیل نیز کاهش یافت که در پی آن نرخ بیکاری به شکل گسترده ای افزایش یافت و میلیاردها دلار خسارت مالی به اقتصاد رژیم صهیونیستی وارد آمد و بسیاری از کارخانه ها و شرکت های تجاری تعطیل شدند.
مکانیزیم های تاثیرگذار انتفاضه بر وضعیت جمعیتی "اسرائیل":
اول: انتفاضه لرزه بر اندام آنچه کشور به اصطلاح "مرفه و پیشرفته" اسرائیل نامیده می شود، انداخت
از زمانی که جنبش صهیونیسم برای تشکیل یک دولت یهودی در سرزمین فلسطین برنامه ریزی می کند به این واقعیت پی برده است که با گذشت زمان علاقه و تمایل یهودیان برای انتقال از کشورهایی که در آنها به دنیا آمده و بزرگ شده اند به فلسطین اشغالی رو به کاستی میگذارد؛ به گونه ای که یهودیان در حساب و کتاب های خود اوضاع اقتصادی و معیشتی را مد نظر قرار می دهند و اکنون بحث اقتصادی مهمترین عامل مشوق یهودیان به مهاجرت به "اسرائیل" به شمار میرود؛ به ویژه پس از اینکه کشورهای مختلف درهای خود را به روی مهاجران یهودیان گشوده اند. از همین جاست که مراکز تصمیم گیری جنبش صهیونیسم و دولت عبری در تلاشند تا یهودیان را با مشوق های اقتصادی به مهاجرت به "اسرائیل" ترغیب کنند تا این که یهودیان زمانی که شرایط زندگی در "اسرائیل" و هر دولت دیگری که امکان مهاجرت یهودیان به آنها وجود دارد، با هم مقایسه می کردند، ترجیح دهند که به فلسطین اشغالی مهاجرت کنند. از این رو اسرائیل بسیاری از منابع مالی خود را برای اعطای امتیازات و خدمات اجتماعی به مهاجران بسیج کرد. حجم تسهیلات و خدمات اجتماعی که این دولت برای هر فردی اختصاص میدهد بسیار بالاست. با توجه به این برنامه خدماتی دولت صهیونیستی برای اولین فرزند خانواده تسهیلات زیادی را در اختیار خانواده اش قرار می دهد و به همان مقدار هر اندازه که جمعیت خانواده افزایش یابد تسهیلات نیز افزایش می یابد. از دیگر تسهیلات می توان پرداخت مبالغ هنگفت به بیکاران است ؛ به نحوی که دولت "اسرائیل" ماهانه به هر فرد بیکاری یک هزار و 900 شیکل معادل 420 دلار می پردازد. این اقدام در حالی صورت می گیرد که حتی مدیران و کارکنان دولتی برخی کشورهای عربی مجاور "اسرائیل" نیز نمی توانند چنین مبلغی را دریافت کنند. گذشته از آن تسهیلاتی که دولت عبری به بازنشستگان می پردازد بسیار بالا است. دولت عبری حتی به خانواده های نیازمند و آسیب پذیر نیز تسیهلات ویژه ارائه میکند. بودجه بیمه تامین اجتماعی دولت عبری بیشتر از بودجه بخش امنیت بود حائز اهمیت است. این اقدام در حالی صورت میگیرد که بودجه اختصاص یافته برای بالا بردن امید و روحیه صهیونیست ها در سال 2003 میلادی 3 میلیادر شیکل یعنی 7 میلیارد و 300 میلیون دلار آمریکا و بودجه تامین اجتماعی 45 میلیارد شیکل یعنی 10 میلیارد دلار بود.12
اما "اسرائیل" در سال 2004 به خاطر شرایط نابسامان امنیتی به خاطر انتفاضه بودجه تامین اجتماعی و تسهیلاتی را که به شهروندان پرداخت میکرد کاهش داد؛ مسئله ای که موجب شد اقشار کم درآمد و آسیب پذیر از آن متضرر شوند. این اقشار بیشتر ساکنان شهرهای به اصطلاح "توسعه یافته" واقع در شمال و جنوب اسرائیل بودند که بیشتر ساکنان آن ها از طبقات آسیب پذیر شرقی تبار و یهودیان مهاجر روسی بودند. وزارت دارایی طرح هایی را در زمینه کاهش بودجه رفاه اجتماعی به میزان 5 میلیارد ارائه کرده است که بنا به گفته های مقامات صهیونیستی به احتمال زیاد این بودجه همچنان کاهش خواهد یافت.13
این امر منجر به کاهش مهاجرت یهودیانی شد که از وضعیت نابسامان اقتصادی "اسرائیل" مطلع بودند. این بحران اقتصادی همچنین بسیاری از افراد طبقه متوسط را به مهاجرت معکوس واداشت.14
انتفاضه اقتصاد "اسرائیل" را بحران زده کرد. از آغاز انتفاضه تاکنون درآمدهای ناشی از بخش گردشگری دولت عبری 60 درصد کاهش یافته و 80 درصد کارخانجات نساجی دولت عبری تعطیل شده است؛15 زیرا این کارخانه ها عمدتا محصولات خود را در اراضی اشغالی (در میان فلسطینیان) به فروش می رسانند و گذشته از آن خسارت های سنگینی به فن آوری های پیشرفته آن وارد شده است که یکی از مهمترین منابع درآمد رژیم صهیونیستی و ایجاد فرصت های شغلی به شمار می رود. در اثر تشدید بحران اقتصادی "اسرائیل" نرخ بیکاری به بیش از 11 درصد افزایش یافت و این رقم یک رکورد برای دولتی نظیر "اسرائیل" قلمداد می شود که مهمترین تعهد آن در قبال شهروندانش ایجاد فرصت های شغلی برای آنان است.
گفتنی است که در پی تشدید بحران اقتصادی ده ها هزار "اسرائیل" به جمع بیکاران پیوستند، به گونه ای که بسیاری از جوانان "اسرائیل" به منظور یافتن کار و حرفه از آن خارج شدند.
دوم: تشدید بحران احساس ناامنی
نه تنها انتظارات سران رژیم صهیونیستی در زمینه افزایش درآمدهای اقتصادی ناشی از مهاجرت یهودیان به "اسرائیل" تحقق نیافت؛ بلکه مقاومت فلسطین موفق شد اراضی اشغالی 48 را به کانون عملیات های نظامی خود مبدل و کاخ امنیت صهیونیست ها را ویران سازد که مهاجران جدید الورود از این وضعیت جدید شوکه شدند.
از یک سو وضعیت اقتصادی "اسرائیل" وخیم تر شد و از سویی دیگر، هیچ یک از این مهاجران اندکی احساس امنیت نمی کردند و بحران اقتصادی موجب تشدید حساسیت این مهاجران به مشکلات و چالش های امنیتی شد. واقعیت این است که مهاجران جدیدی که در مراکز خدمات رسانی مشغول به کار می شوند، بیش تر از دیگران در معرض عملیات های مبارزان فلسطینی قرار می گیرند. این عامل دیگری است که آنان را به بازنگری پیرامون ادامه اقامتشان در دولت عبری وادار میسازد.
سوم: انتفاضه موجب کاهش مهاجرت یهودیان به "اسرائیل" شد
انتفاضه تاثیر منفی آشکاری بر روند مهاجرت یهودیان به "اسرائیل" گذاشت. در سال 2002 میزان مهاجرت یهودیان به "اسرائیل" 23 درصد کاهش یافت.16 "سالی مریدور" رئیس آژانس یهود (سازمان فعال در زمینه انتقال یهودیان از سراسر جهان به فلسطین اشغالی) تاکید می کند یهودیان جهان زمانی که از طریق ماهواره تکه تکه شدن بدن یهودیان ساکن اسرائیل در اثر عملیات شهادت طلبانه مبارزان فلسطینی را مشاهده می کنند از عزیمت به اسرائیل منصرف میشوند.
وی میافزاید: اگر کشورهایی که یهودیان در آنها زندگی می کنند وضعیت آرام و مناسبی داشت در آن صورت میزان مهاجرت یهودیان به "اسرائیل" کاهش بیش تری خواهد داشت.17 اینجا باید نکته مهمی را گوشزد کنیم و آن اینکه باید به آمارهای سازمان ها و نهادهای رسمی "اسرائیل" درباره میانگین مهاجرت یهودیان به دیده شک و تردید نگریست. یک خبرنگار به نام "رونین بریگمان" می گوید که شواهد و قرائنی در دست است که نشان می دهد کاهش مهاجرت یهودیان در سال 2002 به دولت عبری بیشتر از آن چیزی است که آژانس یهود اعلام کرده است.18 به رغم اینکه آژانس یهود با همکاری وزارت جذب مهاجران "اسرائیل" در سال 2002 در کشورهایی که اقلیت های یهودی در آنها زندگی میکنند تلاش گسترده ای را برای تشویق مهاجرت آنان به "اسرائیل" انجام داد، اما باز هم میزان مهاجرت یهودیان به فلسطین اشغالی کاهش یافت.
انتفاضه الاقصی بر روند مهاجرت یهودیان به "اسرائیل" دو تاثیر منفی گذاشت. نخست: نگرانی از عملیات شهادت طلبانه جنبش های فلسطینی و دوم: بحران اقتصادی ناشی از این انتفاضه؛ به نحوی که یهودیان دیگر "اسرائیل" را جای مناسبی برای زندگی نمی دانند.
بر پایه گزارش منتشره در روزنامه عبری زبان "معاریو"، در اثر انتفاضه میانگین مهاجرت روس ها به "اسرائیل" طی 5 سال گذشته به میزان 75 درصد کاهش پیدا کرده و از 213 هزار نفر افزایش نیافت. باید این نکته را لحاظ کرد که کاهش تعداد یهودیان مهاجر به "اسرائیل" با عمر انتفاضه الاقصی تناسب دارد.
اکنون به آمار یهودیان در این سال ها دقت کنید:
سال 1999 : مهاجرت 67 هزار نفر
سال 2000: مهاجرت 52 هزار نفر
سال 2001: مهاجرت 35 هزار و 300 نفر
سال 2002: مهاجرت 18هزار و 500 نفر
سال 2003 : 12هزار و 500 نفر 19
چهارم: مهاجرت معکوس
بدیهی است که انتفاضه نه تنها بر روند مهاجرت یهودیان به رژیم صهیونیستی تاثیر منفی گذاشت؛ بلکه بر عکس یهودیان را به مهاجرت از "اسرائیل" به کشورهای خارج وادار کرد و این امر در داده های مراکز رسمی دولت عبری کاملا هویداست. به عنوان مثال بر پایه گزارش "دان مرگلیت" نویسنده و ژورنالیست صهیونیستی که روزنامه عبری زبان معاریو نیز آن را منتشر کرد، تاکنون بیش از 650 هزار نفر فلسطین اشغالی را ترک کرده اند.20 وی این داده ها را یک فاجعه ملی خواند.21 بر پایه گزارش رسمی نزدیک به 50 هزار مهاجر روسی به علت بحران امنیتی و اقتصادی ناشی از انتفاضه الاقصی نتوانستند به زندگی خود در "اسرائیل" ادامه دهند، لذا به شوروی سابق بازگشتند. این گزارش می افزاید که میزان علاقه مندان به بازگشت به شوروی سابق به خاطر ناامیدی از اوضاع نابسامان امنیتی و اقتصادی افزایش یافته است.22 بر اساس این گزارش، در ازای هر دو یهودی مهاجر به "اسرائیل" یک یهودی از آن خارج شده است. این اقدام در حالی صورت می گیرد که برآورده های مسئولان ذیربط حکایت از آن دارد که میزان مهاجرت معکوس یهودیان از "اسرائیل" به 50 درصد از میزان مهاجرت بهودیان به فلسطین اشغالی خواهد رسید.23
پنجم: فرار مغزها و سرمایه ها
انتفاضه الاقصی نه تنها نومهاجران به "اسرائیل" را به ترک فلسطین اشغالی مجبور ساخت؛ بلکه دو قشر جامعه "اسرائیل" را نیز به مهاجرت واداشت.
اولی: قشر سرمایه گذاران است که بر پایه داده های اتحادیه صنعتگران "اسرائیل" در سال های 2001 و 2002 بیش از 850 سرمایه گذار صهیونیست با سرمایه ای بیش از 20 میلیارد دلار از "اسرائیل" مهاجرت کرده اند.24 اینجا باید اشاره کنیم که یک شرکت ساختمانی بزرگ کانادایی اقدام به ساخت ده ها ویلا برای بازرگانان صهیونیستی در کانادا کرده و این اقدام بنا به درخواست خود این بازرگانان صورت گرفته است و هدفشان مهاجرت به کانادا و زندگی در این کشور است.
با توجه به استقبال گسترده مردم "اسرائیل" از این اقدام شرکت مذکور، این شرکت اطلاعیه هایی را در این زمینه در رسانه های رژیم صهیونیستی منتشر کرد:
قشر دوم:تحصیلکرده ها هستند که به خاطر بحران اقتصادی ناشی از انتفاضه جذب ارگان ها و نهادهای اقتصادی نشده اند و به خارج از "اسرائیل" به خصوص آمریکا و اروپا مهاجرت کرده اند. بر اساس یک نظر سنجی، از هر 5 صهیونیست یک نفر این آمادگی را دارد که در صورت یافتن کشور امنی و زندگی آرامی در آنجا از فلسطین اشغالی مهاجرت کند25 و به آن کشور مورد علاقه اش سفر کند و نکته قابل توجه اینکه انتفاضه صهیونیست ها را به تلاش و تکاپو برای زمینه سازی جهت فرار فرزندانشان از "اسرائیل" واداشت.
بر پایه یک جستار صهیونیستی جدید، بیشتر صهیونیست ها برای بستر سازی جهت فرار فرزندانشان از "اسرائیل" به کشورهای دیگر در شرایط اضطراری برنامه ریزی می کنند و برای آنا پاسبورت هایی را تهیه کرده اند؛ به نحوی که 68 درصد صهیونیست ها گفته اند که درصدد دریافت پاسبورت برای فرزندانشان هستند.26 اکنون با توجه به کاهش میانگین مهاجرت به دولت عبری و افزایش مهاجرت معکوس بیشتر جمعیت "اسرائیل" را زنان و پیرمردان تشکیل می دهند.27 "یهودا اللیطانی" نویسنده و تحلیلگر صهیونیستی هشدار داده است که خطر فزاینده جمعیتی در پی تداوم انتفاضه و مهاجرت جوانان صهیونیست از "اسرائیل" امکان دارد ضربه جبران ناپذیری به رژیم صهیونیستی بزند.
وی می افزاید که اگر مناقشه "اسرائیل" و عرب ها تداوم پیدا کند در آن صورت نخبگان جوان رژیم صهیونیستی نیز از "اسرائیل" به آمریکا فرار می کنند.28
از سوی دیگر، "یواف کرن" تحلیلگر صهیونیستی ضمن ابراز پشیمانی از اشغال کرانه باختری و نوار غزه به خاطر بروز بحران جمعیتی در "اسرائیل" می گوید که اگر شمار مهاجران از "اسرائیل" بیش از مهاجران به آن باشد و حق بازگشت تحقق پیدا کند در آن صورت اشغال اراضی فلسطین وسیله ای برای نابودی دولت یهودی خواهد شد؛ حال آنکه سیاستمداران سکوت اختیار کرده اند.29
ششم: انتفاضه موجب پایبندی هرچه بیشتر فلسطینیان به سرزمینشان شد
علاوه بر تاثیرگذاری منفی انتفاضه بر وضعیت جمعیتی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی صهیونیست ها، این انتفاضه موجب پایبندی هرچه بیشتر فلسطینیان به سرزمینشان و پیوستن جوانان به صفوف مقاومت و روی آوردن آنان به مشی مبارزه و جهاد و همچنین انصراف بیشتر این جوانان از سفر به غرب جهت ادامه تحصیل شد.
مسأله قابل توجه این که سیاست رژیم صهیونیستی در مجازات دسته جمعی فلسطینیان در کاهش مهاجرت موقت فلسطینیان کرانه باختری و نوار غزه سهم بسزایی داشته و باعث شده است که آنان به مقاومت و جهاد روی آوردند.
یکی از مهمترین اهداف رژیم صهیونیستی از احداث صدها شهرک در بخش های مختلف کرانه باختری و نوار غزه این بود که بتواند با خطر جمعیتی که موجودیت یهودیان را تهدید می کند مقابله کند؛ به نحوی که مسئولان ساخت و توسعه شهرک های یهودی نشین همچنان بر این باورند که ساخت این شهرک ها در کرانه باختری و به تبع آن مصادره منابع آبی و کاهش محصولات کشاورزی و وارد آمدن خسارت به صنایع بومی که منبع درآمد هزاران خانوار فلسطینی می باشد مولفه های تداوم بقای فلسطینیان در سرزمینشان را متزلزل میکند و میانگین مهاجرت فلسطینیان به کشورهای مختلف افزایش می یابد اما هیچ یک از پیش بینی ها درست از آب درنیامد.30
انتفاضه اول و دوم موجب کاهش تمایل و علاقه یهودیان به شهرک سازی در "اسرائیل" شد؛ منظور ما اینجا از یهودیان همان افرادی هستند که با انگیزه های اقتصادی به "اسرائیل" آمده بودند. به همین خاطر است که "عکیفا الدار" نویسنده فلسطینی و بسیاری دیگر به این جمع بندی رسیده اند که توسعه شهرک های صهیونیستی نیز در دفع خطر افزایش جمعیت فلسطینیان کارساز نبود که این امر محافل صهیونیستی متولی تنظیم بافت جمعیتی "اسرائیل" را به شدت نگران ساخته است. این نگرانی به دنبال انتشار آمار غیرمنتظره پدیدار شد. این آمار نشان داد که جمعیت غیر یهودیان ساکن میان رود اردن و دریای مدیترانه عملا بیشتر است؛ البته هر کسی که پیرامون این داده ها اظهار نظر کرد علت این افزایش را به تاثیرات انتفاضه ربط داد. به همین خاطر انتفاضه الاقصی و وضعیت جمعیتی ایده ها و نگاه احزاب صهیونیستی را تحت تاثیر قرار داد و در دگرگون ساختن نگاه و طرز تفکر آنها؛ به ویژه راست گرایان رژیم صهیونیستی تاثیر بسزایی داشت که در نوع خود بی سابقه بود. وضعیت جمعیتی "اسرائیل" که از انتفاضه فلسطین تاثیر پذیرفته است بسیاری از نظریه پردازان و سیاستمداران راستگرای رژیم صهیونیستی؛ به ویژه راستگرایان لائیک را متقاعد کرد که باید به منظور حفظ موجودیت دولت عبری و دفع هر گونه خطری از آن، در انگاره ها و باورهای فکری خود تغییراتی ایجاد کنند. نکته قابل توجه این است که برخی چهره های صهیونیستی موسوم به "بازهای راستگرا" اذعان می کنند که به هیچ وجه امکان ندارد طرح ایدئولوژیک مربوط به اشغال اراضی فلسطین تداوم داشته باشد؛ زیرا بافت جمعیتی به شکل دیگری رقم میخورد و به ضرر یهودیان پیش می رود. اینجا "یوال اشتانیتس" رئیس کمیسیون امور خارجه و امنیت پارلمان رژیم صهیونیستی و یکی از تندروترین چهره های حزب لیکود می گوید: «هر کس تصور کند که امکان تداوم تصرف و محاصره اراضی اشغالی 1967 وجود دارد دیوانه است. پر پیداست که ادامه اشغال این اراضی دولت عبری را با خطرات جدی مواجه می سازد. زمانی که مشخص شد اشغالگری با تلاش فلسطینیان برای تحقق بخشیدن به هدفشان مبنی بر نگه داشتن جمعیت خود در اکثریت همگام شده است بنده معتقدم که باید از بخشی از اراضی فلسطین چشم پوشی کرد تا شمار زیادی از فلسطینیان را دور از منطقه تحت مسئولیت دولت عبری نگه داشت.»31
از سوی دیگر، طومی لبید وزیر دادگستری "اسرائیل" می گوید که تنها گزینه فرا روی رژیم صهیونیستی برای رهایی از بحران جمعیتی و انتفاضه این است که از نوار غزه و بخش قابل توجهی از کرانه باختری خارج شود.32
آثار انتفاضه در تبلور راه کارهای پیشنهادی برای حل بحران جمعیتی نمود پیدا کرده است که از نظر خوانندگان عزیز می گذرد:
یک رابطه تنگاتنگ میان افزایش بی سابقه ارائه راهکارهای یک جانبه "اسرائیل" و بحران جمعیتی و انتفاضه وجود دارد. طرح ایهود اولمرت نخست وزیر "اسرائیل" مبنی بر برچیدن 77 شهرک یهودی نشین، طرح آریل شارون نخست وزیر سابق "اسرائیل" مبنی بر تخلیه شهرک های یهودی نشین نوار غزه همه آنها نشانگر وخامت اوضاع و اهتمام سردمداران صهیونیست به لزوم حل بحران جمعیتی است. اولمرت در جریان ارائه طرح خود گفت که بمب جمعیتی روزی در "اسرائیل" منفجر می شود و باید به منظور کاستن خطرات و خسارت های ناشی از این انفجار دست به اقدامات یکجانبه زد.33 اولمرت می افزاید که تداوم انتفاضه به تداوم بحران امنیتی، اقتصادی و اجتماعی صهیونیست ها می انجامد و به این ترتیب موجب تداوم مهاجرت و فرار صهیونیست ها از "اسرائیل" به کشورهای دیگر می شود. حمایت گسترده از طرح شارون در زمینه تخلیه شهرک های یهودی نشین نوار غزه در چارچوب همین نگاه "اسرائیل" به حل بحران جمعیتی و چالش های انتفاضه الاقصی ارزیابی می شود.
ژنرال "آموس جلبوع" رئیس سابق مرکز مطالعات سرویس های اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی میگوید که طرح جداسازی یک فرصت تاریخی برای رهایی از مشکلات ناشی از بحران جمعیتی و انتفاضه به شمار می رود.34
ب: تشویق کارگران خارجی به یهودی شدن و انعطاف پذیری بیش تر در قبال مهاجرپذیری
بحران جمعیتی ناشی از انتفاضه بسیاری از صهیونیست ها را بر آن داشت تا برای فائق آمدن بر مشکل جمعیتی خود به ارائه راه کارهایی موسوم به "راهکارهای ابتکاری" روی آورند که از جمله آنها می توان به تشویق کارگران خارجی به انتخاب دین یهود، اعطای حق شهروندی به این کارگران، ارائه تسهیلات در زمینه جذب مهاجران حتی از غیر یهودیان در صورتی که تمایلی به یهودی شدن داشته باشند، اشاره کرد. این درخواست ها در جریان کنفرانسی که رژیم صهیونیستی در تل آویو برگزار کرده بود مطرح شد؛35 البته تا چند سال پیش این درخواست ها یک خیانت به ایده و افکار رژیم صهیونیستی محسوب می شد، اما بحران جمعیتی باعث شده است که مقامات رژیم صهیونیستی به این فکر بیافتند. این در حالی است که مطابق اعتقاد یهودیان تنها کسی که از یک مادر یهودی متولد می شود، یهودی است.
ج: راه کار ابتکاری
یک سری طرح هایی وجود دارد که نهادها و ارگان های صهیونیستی از آنها به عنوان "راهکارهای ابتکاری" یاد می کنند که یکی از عمده ترین این راهکارها را تیمی از پژوهشگران بنیاد "سیاست گذاری برای ملت یهود" ارائه کرده است. ریاست این بنیاد را دنیس راس فرستاده اسبق آمریکا به منطقه برعهده دارد و سرپرستی این تیم را نیز پرفسور "سیرجیو دی لافیرگولا" کارشناس مسائل جمعیتی یهودیان و استاد دانشگاه عبری قدس اشغالی برعهده داشت. وی معتقد است که در پرتو اعتراف به رابطه تمامی یهودیان جهان با مناقشه "اسرائیل" و فلسطین باید نمایندگان تمامی اقلیت های یهودی جهان را در فیصله دادن به این مناقشه شرکت داد. به رغم اینکه تصمیم گیری در این زمینه حق انحصاری "اسرائیل" است. به گفته وی همچنین باید تمامی یهودیان جهان در انتخابات "اسرائیل" حضور داشته باشند تا از این طریق ثقل رای دهندگان فلسطینی در داخل مرزهای اراضی اشغالی 48 را از بین برد.36 وی همچنین توصیه می کند که نباید فقط یهودیان جهان را در فیصله دادن به این مناقشه شرکت داد، بلکه باید دولت "اسرائیل" در تمامی تصمیم گیریهای خود پیامدهای این تصمیمات برای یهودیان را در نظر بگیرد. این امر شامل تمامی تصمیماتی است که "اسرائیل" پیرامون مسائل مهم و راهبردی نظیر خطر جمعیتی و مسائل امنیتی مانند روز ترور شیخ احمد یاسین می شود.
از سوی دیگر، یئیر شیلگ یکی از روزنامه نگاران صهیونیست درباره این موضوع در روزنامه عبری زبان هاآرتص مطلبی را نوشته است: این گزارش جنجالی را به پا خواهد کرد، زیرا تنها به شمار آوردن دولت "اسرائیل" و یهودیان جهان به عنوان نظام واحد هرگز شهروندان عرب "اسرائیل" و چپگرایان یهودی غیر صهیونیست را خوشحال نخواهد کرد.
وی در این گزارش توصیه می کند تا مسئولان رژیم صهیونیستی از طریق اعطای اولویت به ماهیت یهودیان در نظام آموزشی جایگاه آنان را تقویت بخشند و جنبش های یهودی غیر ارتدوکسی را به رسمیت بشناسند و دانشگاه هایی را جهت تربیت رهبرانی برای هدایت و رهبری اقلیت های یهودی در سراسر جهان احداث کنند و یک سیاست کلی یهودی را در قبال جهان و اسلام اتخاذ کنند و سیاست کارآمدی را در جهت تشویق خانواده های غیریهودی جهان به گرویدن به یهودیت در پیش بگیرند و یک سفارش دیگری هم کرد و آن اینکه باید میزان مشارکت یهودیان جهان در مسائل مربوط به حقوق بشر تحت عنوان اصلاح جهان افزایش داد.
د: احیای ایده اخراج فلسطینیان
به رغم حمایت گسترده راستگرایان "اسرائیل" از طرح راهکارهای یکجانبه و آمادگی برای عقب نشینی از بخشی از اراضی اشغالی، اما بحران جمعیتی و انتفاضه تا حدودی در افزایش درخواست های مربوط به اخراج فلسطینیان تاثیر گذار بود. اگر چه این طرح در گذشته به جنبش یهودی "مولیدت" به ریاست "بنی ایلون" وزیر سابق گردشگری "اسرائیل" محدود بود، اما درخواست ها برای عملی کردن این طرح چندین سال است که افزایش یافته است که بسیاری از سیاستمداران، وابسته به راستگرایان و میانه رو نیز آن را تکرار می کنند و از میان افرادی که درخواستش بیش از همه و دیگران دهشت آور بود درخواست بن بنی موریس یکی از مهمترین نومورخان بود که می گویند او از چهره پلید "اسرائیل" پرده برداشت. وی می گوید که بنده مخالف اخراج فلسطینیان و پاکسازی نژادی هستم، اما اگر عرب ها به خصومت خود با دولت یهودی ادامه دهند و موجودیت آن را تهدید کند در آن صورت احتمال اجرای این طرح وجود دارد.37
چکیده:
به رغم تلاش گسترده رژیم صهیونیستی برای یافتن راهکارهایی جهت رویارویی با خطر و بحران جمعیتی، اما این امر هرگز به منزله امکان عملی شدن این راهکارها نیست؛ حتی اگر هم به مرحله اجرا درآید باز هم این راهکارها نمی تواند مانع از افزایش جمعیت فلسطینیان شود. بحث اینجا بر سر جنگ «اراده هاو خواسته ها» است؛ به ویژه اینکه جنبش های تروریستی رژیم صهیونیستی و دولت عبری بیشترین راه کارهای افراطی را تجربه کرده اند از جمله اخراج اجباری فلسطینیان از خانه و کاشانه شان. البته باید اینجا اشاره کنیم که شرایط موجود با گذشته فرق می کند. آن چیزی که در گذشته ممکن بود الان امکان آن وجود ندارد. این یک طرف قضیه است و طرف دیگر قضیه اینکه ضعف و ناتوانی رژیم صهیونیستی در عرصه های مختلف اجازه عملی ساختن چنین راه کارهایی را به آن نمی دهد. اینجا باید به تجریه تلخ اخراج مهاجران روسی و اتپوپیای اشاره کرد که میانگین خودکشی ها در میان آنان به علت مشکلات مالی و ناتوانی در سازگاری با دولت عبری افزایش یافته است.
اما مهمترین فاکتور برای رویاروی با طرح های رژیم صهیونیستی ادامه مبارزه و مقاومت است، این مقاومت است که کاخ بسیاری از افسانه هایی را که دولت عبری درصدد ترویج و نشر آنها بود فرو ریخت. به رغم وجود فاصله زیاد در موازنه قوا میان ملت فلسطین و رژیم اشغالگر قدس اما این ملت با مقاومت خود توانست این برتری را از بین ببرند و شمار مهاجران یهودیان به "اسرائیل" را کاهش و مهاجرت یهودیان از "اسرائیل" را افزایش دهد، مورد دوم پس از شعله ور شدن آتش انتفاضه روند فزاینده ای به خود گرفته است. با توجه به این مسئله باید گفت که مقاومت سلحشورانه ملت فلسطین دژ مستحکمی در برابر توطئه ها و طرح های نژاد پرستانه و جائرانه دشمن صهیونیستی علیه ملت فلسطین به شمار می رود.
قدر مسلم اینکه ملت فلسطین برای رویارویی با این طرح و توطئه های رژیم اشغالگر قدس آمادگی کامل دارد؛ چرا که این ملت به رغم آن همه توطئه ها همواره به سرزمینش پایبند بوده است، اما این امر مسئولیت حمایت مادی و معنوی و سیاسی از مقاومت و پایداری ملت فلسطین را از گردن کشورهای عربی و اسلامی ساقط نمی کند.
منابع و ماخذ:
1ـ اظهارات آهارون زیوی فرکش رئیس شبعه اطلاعات نظامی "اسرائیل" از شبکه اول تلویزیون "اسرائیل" در تاریخ 15/1/2002
2ـ گزارش "میزان توانایی ملی" چاپ مرکز چند منظوره هرتزلیا در مارس سال 2001
3ـ روزنامه عبری زبان یدیعوت آهارانوت تاریخ 2/1/2004
4ـ پایگاه اینترنتی: www.cbs.gov.il
5ـ روزنامه عبری زبان یدیعوت آهارانوت تاریخ 12/2/2003
6ـ پایگاه اینترنتی عرب 48
7ـ روزنامه یاتید نئمان در تاریخ26/11/2002
8ـ فصلنامه نتیف شماره 10 تاریخ 2002
9ـ شبکه اول تلویزیون "اسرائیل" تاریخ 12/11/2002
10ـ روزنامه جلوبس تاریخ 5/2/2004
11ـ مصاحبه ژنرال اوری ساغیه رئیس شعبه اطلاعات نظامی اسبق "اسرائیل" با تلویزیون "اسرائیل" تاریخ 10/10/2003
12ـ رادیو "اسرائیل" تاریخ 23/11/2003
13ـ روزنامه یدیعوت آهارانوت تاریخ 15/11/2003
14ـ گزارش وزارت جذب مهاجرت "اسرائیل" تاریخ 23/12/2003
15ـ روزنامه جلوبس تاریخ 3/11/2003
16ـ معاریو تاریخ 13/1/2003
17ـ رادیو سراسر تاریخ 14/1/2003
18ـ شکبه اول تلویزیون "اسرائیل" تاریخ 13/1/2003
19ـ معاریو تاریخ 9/1/2004
20ـ معاریو تاریخ 22/7/2003
21ـ معاریو
22ـ معاریو تاریخ 9/1/2004
23ـ معاریو تاریخ 13/1/2003
24ـ نشریه دوره ای اتحادیه صنعتگران "اسرائیل" تاریخ 18/1/2003
25ـ یدیعوت آهارانوت تاریخ 11/11/2003
26ـ یدیعوت آهارانوت تاریخ 20/11/2003
27ـ روزنامه عبری زبان هاآرتص تاریخ 24/9/2003
28ـ شبکه دوم تلویزیون "اسرائیل" تاریخ 25/12/2003
29ـ رادیو سراسری "اسرائیل" تاریخ 15/2/2003
30ـ شبکه دوم تلویزیون "اسرائیل" 24/1/2004
31ـ مصاحبه با رادیو سراسری "اسرائیل" تاریخ 23/12/2003
32ـ مصاحبه با رادیو سراسری "اسرائیل" تاریخ 29/11/2003
33ـ یدیعوت آهارانوت 11/11/2003
34ـ معاریو 16/2/2004
35ـ هاآرتص تاریخ 24/6/2004
36ـ یدیعوت آهارانوت تاریخ 11/11/2003
37ـ هاآرتص تاریخ 22/1/2004
پژوهش منتشره مرکز مطالعات بیروت (صالح النعامی)
